ايران

پيك

                         

درنشريه نامه در تهران
نخستين گزارش بيطرفانه و خبری
از "طرح رفراندم" در داخل كشور

به كوشش پدرام الوندی؛ حميد صداقت؛ ابوذر معتمدی ‏

 
 
 

حدود دو ماه پيش، كار بران اينترنتی زمانی كه آخرين به روز رسانی وب سايت‌های سياسی را مرور ‏می كردند؛ با خبری رو به رو شدند. چند تن از فعالان دانشجويی عضو دفتر تحكيم وحدت، به همراه ‏چهار فعال سياسی سال‌های دور و نزديك، فراخوانی برای برگزاری رفراندوم اعلام كردند. هدف اصلی ‏فراخوان اين گونه اعلام شده بود: تغيير قانون اساسی فعلی و تدوين پيش نويس يك قانون اساسی نوين، ‏مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق‌های الحاقی آن با تكيه بر رأی آزادانه مردم. اين فراخوان، ‏به علت شرايط موجود حاكم بر مطبوعات كشور، ابتدا در رسانه‌های فارسی زبان در خارج و سپس در ‏محافل داخلی انعكاس گسترده‌ای يافت و در مدت زمان كوتاهی به بحث اصلی ميان نخبگان سياسی ‏تبديل شد و طيف وسيعی از فعالان سياسی داخل كشور و چهره‌های گوناگون اپوزيسيون خارج نظام ‏در مورد آن به اظهار نظر و اعلام موضع پرداختند.‏
در طرح اوليه، تشكيل «كميته اقدام برای همه پرسی» نيز در نظر گرفته شده بود كه پس از افزايش روز ‏افزون حمايت‌ها و انتقادها، از سوی طراحان به كناری نهاده شد. در حقيقت خواست‌های اوليه طراحان ‏مبنی بر برگزاری همه پرسی با نظارت نهادهای بين المللی برای تشكيل مجلس مؤسسان، به راه‌های ‏ديگری تغيير جهت داد. ‏

طراحان، در بيانيه دوم كه به فاصله اندكی پس از اعلام فراخوان منتشر شد، با تصريح اين كه طرح از ‏بعد شكلی آن به مصلحت كشور، مردم و منافع ملی تشخيص داده شده است، اعلام نمودند كه خود را ‏در جايگاه تعيين مجلس مؤسسان يا كميته اقدام برای رفراندوم نمی دانند و در گام اول، تنها به دنبال ‏شكل گيری گفتمان رفراندوم ملی ايران به عنوان رويكردی برای خروج از انسداد كنونی هستند. ‏
حركت اوليه ‏

محسن سازگارا، در مصاحبه با يكی از پايگاه‌های اينترنتی، حركت اوليه شكل گيری طرح فراخوان ملی ‏برگزاری رفراندوم را ابتكار نيروهای فعال دانشجويی برشمرد و گفت: يك كوشش دو ماهه پشت آن بود. ‏با بسياری از جريانات سياسی در درون كشور صحبت شد؛ اما پس از يك ماه تلاش پی گير دوستان ‏تحكيم وحدت، اين نيروها از امضا خود داری كردند، برخی حاشيه رفتند و برخی ديگر گفتند ديرتر ‏امضا خواهند كرد...، سازگارا همچنين اشاره كرد: اين در خواست قرار است به دنيا نشان دهد كه مردم ‏ايران خواهان رفراندوم هستند و نبايد انتظار بيش تری از آن داشت.‏
محمد ملكی، ديگر پايه گذار طرح، امضا نكردن فراخوان را توسط ساير نيروهای سياسی در مرحله ‏آغازين، به دليل تنگنا‌های فرهنگی و اميد داشتن عده‌ای به تحقق ظرفيت‌های قانون اساسی فعلی ‏برشمرد. عبدالله مؤمنی هم از اختلاف ديدگاه ها، برای تقسيم بندی نيروهای فعلی در صحنه سياسی ‏ايران بهره گرفت. مؤمنی با بيان اين كه يك بخش از اصلاح طلبان می‌خواهند با شركت در انتخابات و ‏حفظ شعارهای اصلاح طلبانه، حضور خود در قدرت را گسترش دهند؛ بخش دوم را آن هايی می‌داند ‏كه به زعم وی همچنان به آرمان‌ها و شعارهای مردم وفادار مانده اند و تلاش در دموكراتيزه كردن ‏ساختار قدرت دارند. مؤمنی با توجه به همين تقسيم بندی تصريح می‌كند كه تكليف هواداران رفراندوم ‏با دسته اول روشن است. دسته اول از طرح هايی كه ساختارها را هدف قرار دهند حمايت نمی كنند.‏
نقدهايی از پايگاه‌های نزديك تر
بر خلاف انتظار طراحان فراخوان، اين اعلام در اولين مرحله، گسترده ترين انتقادها را نه از ميان ‏محافظه كاران كه از اردوگاه اصلاح طلبان بر انگيخت. اين بار اصلاح طلبان بودند كه به نقد شكلی يا ‏محتوايی فراخوان پرداختند.‏
اولين انتقاد صريح از سوی سعيد حجاريان صورت گرفت. وی در پيامی به مناسبت 16 آذر، با بيان اين ‏كه در زير هر رژيم حقوقی، يك رژيم حقيقی نيز وجود دارد كه صلب و سنگين است و متشكل از ‏ساختارهای سياسی، اقتصادی و فرهنگی است، گفت: روابط حقوقی كه در قانون اساسی متجلی است، ‏سبك ترين لايه‌ای است كه قابليت تغيير دارد و حتی می‌توان با تغيير رژيم حقيقی، بدون دست زدن ‏به رژيم حقوقی، دموكراسی را پيش برد. حجاريان در بخشی ديگر از پيامش با هشدار مبنی بر عواقبی ‏نظير ايجاد يأس و نا اميدی مضاعف و احتمال به خشونت كشيده شدن اين حركت، تصريح كرد: ‏دوستان ما در حوزه‌های واقعی قدرت كم كاری نموده اند و در عوض به امور عارضی و فرعی پرداخته و ‏با بزرگ نمايی آن‌ها خاك به چشم مردم می‌پاشند.‏
پس از حجاريان، اصلاح طلبان ديگر هم وارد گود شدند. عليرضا رجايی و حاتم قادری در بيستم آذرماه ‏در همايشی با عنوان آسيب‌های جنبش دانشجويی به نقد فراخوان پرداختند.‏
رجايی در اين نشست گفت: طرح بحث رفراندوم از سوی جنبش دانشجويی، نشان می‌دهد كه روند ‏كسب صلاحيت در كشور ما چندان جدی تلقی نمی شود. وی افزود: يك جنبش اجتماعی بايد خود را ‏در چارچوب نرم‌های جامعه خود يك جنبش اخلاقی جلوه دهد و در غير اين صورت جنبش موفق ‏نخواهد بود و گمان می‌كنم جنبش‌های دانشجويی به اين مسأله توجه چندانی ندارند. به هر حال ‏جنبش‌ها بايد از راست روی و چپ روی دوری كنند، در غير اين صورت به افراط و تفريط دچار ‏خواهند شد. عمل درست، عملی است كه بر اساس كسب صلاحيت‌های اجتماعی و اخلاقی انجام شود ‏كه با ارايه طرح رفراندوم از سوی جنبش دانشجويی، به نظر نمی رسد كه اين روند كسب صلاحيت در ‏جامعه ماجدی گرفته شده باشد. رجايی همچنين اضافه كرد: بحث فراخوان اخير از سوی دفتر تحكيم، ‏هيچ تناسبی با شرايط كشور ندارد. صرف نظر از اين كه اين بحث در حاكميت نمی گنجد، همچنين از ‏سوی ديگر شايد از نگاه بيرونی مورد نقد اخلاقی قرارگيرد. رجايی در گفت و گويی كوتاه با نگارندگان ‏اين گزارش تصريح كرد كه فعالان دانشجويی حاضر به وقت گذاشتن برای تأمين آن چه وظيفه آن‌ها ‏در جنبش دانشجويی است، نيستند و در چنين حالتی، معمولاً حرف‌های راديكال و ظاهراً جذاب تنها ‏می تواند برای تحت الشعاع قرار دادن مسؤوليت اصلی كاربرد داشته باشد.‏
سخنران ديگر همايش آسيب‌های جنبش دانشجويی نيز به نقد فراخوان پرداخته بود. حاتم قادری، ‏استاد دانشگاه تربيت مدرس، در آن همايش گفت: ما ملتی منجی طلب هستيم و همواره منتظر كسی ‏هستيم كه بيايد و ما را نجات دهد. توسل ما به خارجی‌ها برای مسأله‌ای نظير دموكراسی خواهی و ‏عدالت طلبی به اين معناست كه می‌خواهيم هزينه كاری را كه خود حاضر به پرداخت آن نيستيم، به ‏ديگران تحميل كنيم. قادری با اشاره به اين كه اين حركت بيش از آن كه اقدامی راديكال باشد نوعی ‏فرار به جلوست، افزود: كسی كه بخواهد در جامعه ايران زندگی كند و توسط ديگران دموكراسی ايجاد ‏كند، حركت فرار به جلو انجام داده است. دليل اين كه ما نمی توانيم جامعه دلخواه خود را محقق كنيم، ‏صرفاً به خاطر نيروهای مخالف نيست؛ بلكه به خاطر ذهنيت خود ما هم هست. وقتی خواهان ‏دموكراسی هستيم، بايد نهادهای ديگری را در حاشيه نيز به وجود آوريم. البته حاتم قادری كه از نحوه ‏تنظيم گفته هايش بر روی خروجی خبر گذاری كار ايران راضی به نظر نمی رسيد، چند روز بعد با ‏لحنی دلجويانه تر نسبت به دانشجويان، حركت فراخوان از سوی تحكيم را ناشی از "حس در قفس ‏ماندگی” دانشجويان ارزيابی كرد. وی همچنين تصريح كرد كه احزاب و اصلاح طلبان حكومتی بايد به ‏اندازه سهم خود در ايجاد اين حس پاسخ گو باشند.‏
ديگر منتقد فراخوان رفراندوم، حميدرضا جلايی پور، است. وی نيز بسان ديگر منتقدان، از زاويه‌های ‏گوناگون به نقد فراخوان پرداخته است. جلايی پور در بخشی از مقاله مفصل خود در روزنامه شرق، می‌‏گويد: متن بيانيه و سخنان صادر كنندگان بيانيه نشان می‌دهد كه اتفاقاً آن‌ها اطلاعات دقيق و عميقی ‏از انقلاب‌های آرام اخير ندارند. وی با اشاره به وقايع اوكراين در ماه‌های اخير يا جنبش‌های آرام و ‏دموكراتيك لهستان و آفريقای جنوبی در اوايل دهه نود، می‌گويد كه حاملان اصلی انقلاب‌های آرام، ‏همين اصلاح طلبان حكومتی بوده اند. جلايی پور همچنين اين فراخوان را بار سنگينی بر دوش جنبش ‏دانشجويی ارزيابی می‌كند و در پايان می‌افزايد: به نظر نگارنده، جامعه ايران به تدريج دموكراسی جو ‏شده است، منتها حكومت آن دموكراسی گريزی می‌كند. اما برای گذار به دموكراسی، در هيچ جا اثبات ‏نشده است كه اول بايد حكومت را عوض كرد. به نظر می‌رسد همچنان می‌توان اصلاح نظام سياسی و ‏نه تغيير آن را در دستور كار قرارداد. اگر نتايج آن ناچيز است؛ در مقابل، هزينه آن كم و افق آن روشن ‏است.‏
دامنه انتقادها اما در اين حد باقی نماند تا جايی كه محمد خاتمی رييس جمهوری نيز گفت كه قانون ‏اساسی و نظام بازيچه نيستند كه هر روز تغيير داده شوند. همچنين از ميان احزاب و گروه‌های داخلی، ‏جبهه مشاركت صراحتاً اعلام كرد كه علی رغم اختلاف ديدگاهش با طراحان فراخوان، حق آن‌ها را ‏برای طرح چنين مسأله‌ای به رسميت می‌شناسد و از آن دفاع می‌كند. روابط عمومی دفتر تحكيم ‏وحدت هم با صدور بيانيه ای، ضمن دعوت منتقدان و مخالفان به پرهيز از به كار بردن تئوری توطئه، از ‏طرح فراخوان رفراندوم حمايت كرد. ‏
در ميان مراجع مذهبی نيز طراحان حدود يك ماه پيش از اعلان فراخوان از آيت الله منتظری استفسار ‏كرده بودند كه پس از طی زمانی قابل توجه، ايشان در ابتدا بر حق مردم برای برگزاری رفراندوم تأكيد ‏كرد؛ اما پس از انتشار مطالبی در سايت‌های اينترنتی، از سوی احمد منتظری، تصريح شد كه آيت الله ‏با برگزاری همه پرسی تحت نظر سازمان ملل و نهادهای بين المللی موافق نيستند. احمد منتظری ‏سپس در مصاحبه با يكی از راديوها گفت كه نظر پدر خود را درباره برگزاری رفراندوم در ايران زير نظر ‏سازمان ملل اشتباه فهميده بود و ايشان با برگزاری چنين رفراندومی موافق است اما موقع را برای ‏رفراندوم خاصی كه چند تن از فعالان سياسی و دانشجويی با به راه انداختن پايگاه اينترنتی اعلام كرده ‏اند، مناسب نمی داند.‏
نقدهايی از نوع ديگر
علاوه بر نقدهای طرح شده در رسانه ها؛ "نامه" نظر برخی ديگر از فعالان سياسی را جويا شد. محمد ‏تقی فاضل ميبدی، عضو مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم، در گفتاری با اشاره به اين كه ‏قانون اساسی مشروطه هم قانونی نسبتاً مترقی بود، اما در اثر عدم اجرای آن قدرت مطلقه شاه حاكم ‏شد و نيز اين كه قانون اساسی در مورادی نظير جرايم سياسی روشن است و تنها نياز به پی گيری ‏جدی تر دارد، راه حل را در پی گيری خواسته‌های مردم و حل مشكلات مردم سالاری دينی دانست. ‏وی همچنين تصريح كرد كه با واقعيات موجود. طرح اين موضوع تنها بر دشواری‌ها و پيچيدگی‌های ‏مسأله خواهد افزود.‏
محمد علی ايازی، ديگر عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم نيز در پاسخ به نامه گفت: اگر ‏فضای فرهنگی و اجتماعی آمادگی پذيرش نهادهای مدنی را نداشته باشد؛ هر قانونی هر چند بسيار ‏خوب نوشته شود، دچار مشكل خواهد شد. وی اضافه كرد: مسأله ديگر، واقع بينی در پی گيری خواسته ‏های مردم و حل مشكلات مردم سالاری دينی است. اگر طرح مسأله‌ای نتواند به حل آن مشكل ‏بينجامد و زمينه‌ها و بستر مسأله را حل كند، بلكه به پيچيدگی مسأله سوء استفاده اصحاب قدرت ‏منجر شود، به نظر من طرح آن شايد غير ضروری باشد. به همين دليل، من فكر می‌كنم كه ما هنوز با ‏همين قانون اساسی، می‌توانيم بسياری از مطالبات مردم را پی گيری كنيم و از اين طريق، مشكلات ‏قانون اساسی را كاهش دهيم. در چنان شرايطی است كه طرح اصلاح قانون اساسی می‌تواند به ‏سرانجامی برسد و گرنه با واقعيات و شرايط موجود، نه تنها اين موضوع به حل مشكلی نخواهد انجاميد ‏كه به دشواری‌ها و پيچيدگی‌های مسأله خواهد افزود. پيشنهاد اينجانب به همه كسانی كه دغدغه ‏مردم سالاری و مهار قدرت را دارند؛ اين است كه در جهت تقويت نهادهای مدنی و ارتقای سطح آگاهی ‏و تعيين استراتژی خود در كوتاه مدت و دراز مدت گام بردارند. در آن صورت است كه می‌توان زمينه ‏های تحول را فراهم كرد و به خواسته‌های طبيعی جامعه رسيد.‏

حسين شاه اويسی، فعال سياسی و عضو حزب ملت ايران، در گفتاری خطاب به نامه، با يادآوری اين كه ‏همه پرسی (رفراندوم) سال هاست از سوی نيروهای دگر انديش مورد توجه قرار گرفته است، مهم ترين ‏مسأله را مختصات زمانی و هنگام اعلام آن ارزيابی كرد.‏
شاه اويسی با بيان اين كه دموكراسی هرگز در كوله بار هيچ بيگانه‌ای يافت نشده است و با اشاره به ‏مشكلات عديده داخلی و خارجی افزود:‏
بينديشيم كه نتيجه يك رفراندوم كه با استفاده از شرايط ‏سياسی ولی با عدم آگاهی لازم اجتماعی و ‏فراهم نبودن زمينه‌های ‏ضروری صورت گيرد، تا چه اندازه می‌تواند برای آينده ايران ‏اميدوار كننده ‏باشد؟ ‏
شاه اويسی تصريح كرد: بنا بر دلايل گفته شده، طرح فراخوان ‏ملی برگزاری رفراندوم، پيشنهاد شده از ‏سوی دوستان گرامی، پرسش ‏برانگيز، پر ابهام و به باور من، ناشدنی است و بيانيه دوم كه ‏چند روز پس ‏از نشر فراخوان از سوی طراحان در درون كشور صادر ‏شد نيز جز نامی از فراخوان باقی نگذارده است.‏
ناصر فربد، سرلشكر بازنشسته و رييس ستاد كل ارتش ملی پس از انقلاب، از ديگر افرادی بود كه مورد ‏پرسش نامه قرار گرفت. وی با تصريح اين كه هيچ انسان آگاه و هيچ كوشنده سياسی درباره مراجعه به ‏آرای آزاد مردم برای تعيين سرنوشت خود، ترديد به خود راه نمی دهد؛ چهار پرسش را پيش روی ‏طراحان فراخوان قرار داد:‏
‏ 1- هدف روشن از فراخوان همه پرسی در وضع موجود چيست؟ ‏
‏2- پيش شرط عمومی تحقق چنين طرحی در جامعه ايران كنونی چه می‌تواند باشد؟‏
‏3- كدام نيروهای سياسی و شخصيت‌های اجتماعی می‌خواهند و توان آن را دارند كه اين عمل ‏سياسی را به موقع اجرا گذارند؟
‏4- معيارهای اجرايی و ارزش‌های فرهنگی و سياسی چنين اقدامی كدام است؟ ‏
ناصر فربد، با زود هنگام و بدون تحليل منطقی خواندن فراخوان افزود: تحولات دموكراتيك در جامعه ‏ايران، نياز به انسان‌های دموكراتيك و ابزار مناسب دموكراتيك دارد. به ضرورت، بايد بدواً شرايطی به ‏وجود آيد كه مردم سراسر كشور، آزادانه درباره شكل و محتوای نظام سياسی مطلوب خود، آگاهانه ‏تصميم گيری كنند. سپس، كوشندگان اجتماعی و آزاد انديشان سياسی، با تبادل نظر، ابتدا روش و ‏مناسبات دموكراتيك را در ميان خودشان و سپس در جامعه پايدار سازند و در اين راه نبايد به خاطر ‏مشكلات و موانع، از روند كار كناره گيری شود؛ بلكه با شيوه‌های مدبرانه، سازمان‌های سامان يافته و ‏انسجام مردمی، بايد راه كار برون رفت از مشكلات را فراهم ساخت.‏
مسعود ده نمكی، مدير مسؤول هفته نامه صبح دو كوهه، نيز در پاسخ نامه، در يادداشتی كوتاه می‌‏گويد:‏
برای ايجاد تغيير در ساختارهای نظام سياسی، طرق مختلفی وجود دارد؛ از جمله انتخابات، رفراندوم، ‏رفرم، كودتا و انقلاب. روش‌های بينا بينی مانند شورش‌های اجتماعی و اعتصابات، به عنوان يك روش ‏اصلی شناخته نمی شود.‏‎
‎‏ هر يك از اين مكانيسم ها، هزينه‌ها و زمان بندی‌های خاص خود را دارد كه ‏بيان اين شاخصه‌ها در اين مجال نمی گنجد. ولی آن چه در رفتار سياسی پاره‌ای از به اصطلاح اصلاح ‏طلبان در چند سال گذشته ديده شد، آن بود كه آن‌ها با انتخابات بر سر كار آمدند و به اسم رفرم به ‏دنبال انقلاب با روش كودتای بدون خونريزی بودند. آن‌ها نه تنها مستعد پتانسيل هيچ يك از موارد ‏مذكور نبودند؛ بلكه حتی آمادگی پرداخت هزينه رفتار خود را نيز نداشتند. رفتاری كه در بردارنده ‏خشونت‌های ملزوم يك انقلاب و سرعت فتح سنگر به سنگر يك كودتا بود و در عين حال پز اصلاحی ‏يك رفرم را داشت و اينك كه ديگر در سراشيبی پيچ خداحافظی قرار گرفته اند، سپر رفراندوم را علم ‏نموده اند.‏
‏ ده نمكی در ادامه با بيان اين كه آن چه در دل اين طرح نهفته است، چيزی جز نگاه ابزاری به توده‌ها ‏از جانب كسانی كه از نخبه گرايی بريده و به پوپوليسم افتاده اند نيست، می‌افزايد:‏
اما رفراندوم، يك حق است كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی، برای سنجش مصلحت عامه تدبير ‏شده است و اين حق نمی تواند به صورت ابزار شوك حيات بخش يك جريان سياسی، شكست خورده و ‏در اغما در بيايد و نبايد هم كسی كه دل به ميهن و انقلاب دارد، راضی به اين رانت سياسی شود.‏
مراد ثقفی، ديگر مخاطب نامه درباره طرح فراخوان رفراندوم بود. ثقفی در آغاز سخن، چون ساير ‏مخاطبان، بر اين كه رفراندوم حق ملت ايران برای تعيين سرنوشت خويش است صحه گذاشت و مهم ‏ترين ويژگی دوره‌ای را كه در آن به سر می‌بريم، تضعيف سياست انتخاباتی بر شمرد. وی در اين مورد ‏گفت: اين مسأله كه بخش مهمی از جامعه اين اميد را از دست داده است كه بتواند از طريق شركت در ‏انتخابات ادواری و برگزيدن نمايندگانی در مجلس و در مقام رياست جمهوری، خواست خود را مبنی بر ‏اصلاح وضع سياسی كشور به كرسی بنشاند، يكی از واقعيت‌های بی‌چون و چرا و در عين حال نگران ‏كننده در كشور است. ثقفی با اشاره به اين كه در فراخوان، همه پرسی به عنوان راه كار و روش پيشبرد ‏سياست دموكراتيك مطرح شده است، مطرح كرد:‏
طرح مسأله همه پرسی به عنوان روش پيشبرد سياست دموكراتيك، بايد قاعدتاً با اين پيش فرض ‏همراه باشد كه می‌توان نيروی لازم را برای انجام آن تدارك ديد. يعنی فرض بر اين است كه می‌توان ‏حول اين خواست، بسيج سياسی لازم را برای قبولاندن آن به كسانی كه مخالف چنين كاری هستند ‏برانگيخت. اولين و شايد مهم ترين اشكال در پيش كشيدن همه پرسی به منزله يك راه كار سياسی نيز ‏در همين جا نهفته است؛ يعنی در اين كه يك چنين پيش فرضی درست نيست. در شرايط كنونی، نه ‏فقط امكان بسيج نيروهای گسترده مردمی حول چنين شعاری ممكن نيست، بلكه در ميان فعالان ‏سياسی، اجتماعی يا فرهنگی كشور نيز يك چنين راه كاری نمی تواند موضوع توافق قرار گيرد. به چه ‏دليل؟ عمدتاً به اين دليل كه اولاً ما به تازگی از يك شكست بزرگ سياسی بيرون آمده ايم و هنوز ‏قرائت مشترك يا حتی قرائت غالبی در ميان اصلاح طلبان در مورد چرايی اين شكست وجود ندارد تا ‏بتوان بر زمينه آن، برنامه جديدی را شكل داد. سازمان يافته ترين بخش اصلاح طلبان، يعنی همان ‏هايی كه سردمدار جنبش اصلاحی دوم خرداد بودند و امروز نيز در واقع تنها نيروهايی هستند كه می‌‎توانند تقريباً آزادانه فعاليت سياسی كنند، هنوز برنامه خود را بازسازی توان دموكراتيك قانون اساسی ‏می دانند. بدنه دانشجويی اصلاحات نيز در سردرگمی جدی به سر می‌برد و بخشی ديگر از اصلاح ‏طلبان نيز به صورت پراكنده، مسايل سياسی را طرح می‌كنند. به اين اعتبار، واقعيت آن است كه ‏جنبش دموكراتيك كشور در يك تشتت به سر می‌برد و توان پذيراندن همه پرسی را نخواهد داشت. در ‏نتيجه، تنها نيروی فعالی كه می‌تواند حول اين شعار بسيج شود، همان نيروهايی هستند كه در خارج از ‏كشور به سر می‌برند و بالطبع خواسته هايشان را نيز بيش تر و بيش تر در نهادهای بين المللی مطرح ‏خواهند كرد. ثقفی پيشنهاد می‌كند: اينك اگر به عوض اين شعار، شعارهای روشن تر و محدودتری ‏مانند آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و برابری حقوق شهروندی پيش كشيده شود، به نظر بنده كمك ‏بسيار جدی تری به شكل گيری حركت¬ دموكراتيك خواهد كرد.‏

پاسخ به نقدها و تدقيق مواضع
به دنبال نقدهای گوناگون به طرح فراخوان از سوی فعالان سياسی از طيف‌های مختلف، طراحان اوليه ‏در پاسخ هايی كه غالباً تنها توان انعكاس در سايت‌ها را يافت و در چند مورد خاص نظير پاسخ به نقد ‏سعيد حجاريان در روزنامه‌های داخلی نيز منتشر شد، به تشريح مواضع خود پرداختند. نكته مهمی كه ‏در طی فرآيند حدود دو ماهه از اعلان فراخوان تا زمان انتشار اين گزارش به چشم می‌خورد؛ تدقيق ‏مواضع طراحان و هواداران رفراندوم در مواردی و البته ادامه ابهام درباره دسته‌ای ديگر از انتقادات است.‏
محمد ملكی، در پاسخ كسانی كه تلويحاً طراحان را به بازكردن پای بيگانگان به ايران متهم می‌كردند ‏توضيح داد كه او در اين فراخوان، نگاه به همه آن‌ها دارد كه شناسنامه ايرانی دارند و فقط به حفظ ‏استقلال و تماميت ارضی ايران می‌انديشند، نه آن‌ها كه نظر به بيرون (بيگانگان) دارند. وی عكس ‏العمل طيف گسترده‌ای از فعالان سياسی و حتی رييس جمهوری را نشان از توان بسيج گری اين طرح ‏می داند؛ مسأله‌ای كه پيش تر توسط منتقدان، به ويژه سعيد حجاريان، مورد ترديد قرار گرفته بود.‏
عبدالله مؤمنی ديگر پايه گذار فراخوان، در مورد نقدهايی كه بر وجود ظرفيت‌های مغفول مانده در ‏قانون اساسی تأكيد داشت؛ بالفعل نشدن اين ظرفيت‌ها در هفت سال اخير و بهره گيری نهادهای ‏انتصابی از ظرفيت‌های همين قانون اساسی را دليل ديگری بر بن بست و لزوم تحول در چارچوب قانون ‏اساسی ارزيابی كرد. علی افشاری عضو ديگر پايه گذاران فراخوان رفراندوم نيز در پاسخ به نقدهای ‏اصلاح طلبان؛ در يك نگاه كلی، منتقدان را به ترس از دست دادن منافع و موجوديت سياسی و پايان ‏دوران بند بازی و بهره برداری از مردم برای حفظ توازن در ساخت قدرت متهم كرد. رضا دلبری، ديگر ‏دانشجوی تحكيمی امضا كننده فراخوان نيز با بيان اين كه تنها راه پيشبرد مطالبات مردم و استقرار ‏نظام دموكراتيك، مشی مسالمات آميز با اتكا به نيروی مردم است، خطاب به حجاريان كه به نظر می‌‏رسد نقد او بيش از همه بر طراحان گران آمده است، می‌گويد: آقای حجاريان با اين تشبيه عامدانه و ‏استفاده از ادبيات عاميانه؛ يعنی «كيو، كيو، بنگ، بنگ» تلاش می‌كند تصوير كودكانی را به ذهن ‏متبادر سازد كه با اسلحه خيالی دشمنان را می‌كشند. اما چه تصوری كودكانه تر از اين است كه كسانی ‏بخواهند برنامه تجربه شده و شكست خورده گذشته را در شكل كاريكاتوری عرضه كنند و انتظار شكل ‏گيری حاكميت دموكراتيك را داشته باشند.‏
همچنين محسن سازگارا در نوشتاری به چندين پرسش و نقد متداول پيرامون طرح رفراندوم پاسخ ‏گفت. از جمله اين كه آيا مردم حاضرند يك بار ديگر به دنبال الگويی شبيه روزهای آغازين جنبش ‏اصلاحات حركت كنند؟ وی اين گونه پاسخ می‌دهد:‏
در جنبش اصلاحات، به طور مشخص چهار خواسته از سوی مردم طلب شد؛ دموكراسی، حقوق بشر، ‏جامعه مدنی و پيوستن به خانواده جهانی. مردم با رای خود در دوم خرداد 76 در واقع به حكومت ‏جمهوری اسلامی اعلام كردند كه بايد خود را در جهت برآوردن اين خواسته‌ها اصلاح نمايد. طی ‏چندين انتخابات بعدی نيز مردم با رای دادن يا رای ندادن خود بر اين خواسته‌ها پای فشردند. راه كار ‏رفراندوم، مسيری است غير خشونت آميز و دموكراتيك. ‏
سازگارا در مورد اين مسأله كه آيا اين رفراندوم، عملی برای دخالت بيگانگان و تكرار الگوی عراق و ‏عربستان نخواهد بود، می‌گويد:‏
مطمئن باشيد تكرار مدل افغانستان و عراق در اين مسير بی‌معناست، ضمن آن كه بايد بدانيم كه ما در ‏خلاء عمل نمی كنيم و طبعيتاً قدرت‌های مختلف جهانی نيز نسبت خود را با جنبش رفراندوم معلوم ‏خواهند كرد. ما می‌توانيم با تمام ملل و سازمان‌ها و دول دموكراتيك دنيا ارتباط برقرار كنيم؛ ولی ‏يادمان باشد كه به قول مرحوم دكتر مصدق، تمام قدرت‌های دنيا قابل ارتباط هستند، اما قابل اتكا ‏نيستند. خط قرمز ما نيز بايد مسأله ملی نسبت به دولت‌های دنيا باشد. ‏
محمد ملكی نيز در نوشتاری ديگر ضمن تأكيد بر لزوم بهره گيری و به ميدان آوردن نسلی كه به قانون ‏اساسی فعلی رأی نداده است، می‌گويد: در اين شرايط با كمال تأسف جمعی از مردم به ويژه جوان ها، ‏چشم به آن طرف مرزها دوخته اند تا دستی از غيب برون آيد و كاری بكند. در چنين موقعی چه بايد ‏كرد؟ بايد در انتظار دموكراسی وارداتی نشست يا دست به سوی مردم دراز كرد و از آن‌ها كمك ‏طلبيد؟ ملكی در پايان اين نوشتار تصريح می‌كند: برگذاری رفراندوم پيش شرط هايی دارد تا بتوان ‏محيط مناسبی برای برگزاری رفراندوم مهيا كرد. وی مواردی نظير آزادی احزاب و گروه‌های سياسی و ‏مدنی، آزادی مطبوعات، آزادی تمام زندانيان سياسی و آزدی رسانه‌ای برای گروه‌های مختلف را از ‏جمله اين پيش شرط‌ها عنوان كرد.‏
اينك اما با گذشت دو ماه پس از طرح اوليه موضوع، به نظر می‌رسد تب رفراندوم رو به كاهش گذاشته ‏است.‏

  
 
                      بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی