|
این
گزارش را
یکی از
همکاران
بسیار
خوش بین
پیک نت،
نسبت به
اوضاع
ایران،
که برای
آخرین
دیدار با
مادرش،
با
دشواری
بسیار
توانست
سفری یک
هفته ای
به ایران
کند
نوشته
است. با
امید
بسیار به
ایران
رفت و با
نا امیدی
از ایران
بازگشت و
این
گزارش را
برای
انتشار
نوشت:
سایه جنگ
پس از
جنگ
۱۲
روزه نیز
هیچگاه
از سر
کشور دور
نشد.
درست از
همان
روزهای
نخست پس
از جنگ
شایعه
حمله
مجدد پس
از شش
ماه در
کشور پخش
شد تا
این سایه
هیچگاه
از سر
مردم و
اقتصاد
کشور دور
نشود.
این
اتفاق
حتی اگر
با
بدترین
نظرات
طرفداران
توطئه
توهم هم
کالبد
شکافی
شود چیزی
از
تاثیرات
سایه جنگ
و
واقعیات
آن در کف
خیابانهای
ایران کم
نمیکند.
واقعیت
این است
که کشور
بدون
جنگ، جنگ
زده شده
است و
متاسفانه
شاید
پادزهرش
همان جنگ
باشد.
تعطیلی
کسب و
کارها که
پس از
جنگ از
مجموعه
های بزرگ
تولیدی
مثل
کارخانجات
سیمان و
فولاد و
شهرک های
صنعتی و
مناطق
باصطلاح
آزاد
شروع شد
حالا به
مغازه ها
و کسبه
جز رسیده
است. یک
تناقض
بزرگ در
بازار
عرضه
بالا و
تقاضای
محدود
است.
موجودی
مغازه ها
و کسب و
کارها
بسیار
بیشتر از
فروش یا
پیش بینی
تقاضا
است. این
تناقض
خودش
رکود را
معنی
میکند و
نشان
میدهد
مردم
خرید
اقلام
غیر
ضروری را
بطور کلی
کنار
گذاشته
اند. این
روند به
تولید و
مغازه و
خرده
فروشی هم
محدود
نمیشود،
نگاهی به
بیلبورهای
خالی در
تهران و
بزرگراه
ها گواه
از صحنه
خارج شدن
بسیاری
شرکتهای
تبلیغاتی
و مجازی
است.
بیلبوردهای
تهران
حالا در
تسخیر
شهرداری
است که
برایش
مجانی
است و در
کنارش
بیلبوردهایی
فقط برای
شعائر
مذهبی و
تبلیغات
قدیمی
مثل بیمه
و
تالارهای
منسوخ
غذاخوری
هنوز
بچشم
میخورد.
نرخ دلار
اگر چه
در بازار
در
محدوده
۱۶۵
هزار
تومان
است ولی
نگاهی به
قیمت های
ارائه
شده
کالاهای
وارداتی
نشان
میدهد
کالاها
با نرخ
دلار
۱۳۰
هزار
تومانی
ارائه
میشود.
این اگر
نشانگر
تاثیر
نرخ
بانکی
برای
واردات
نباشد
قطعا
تصمیم
بازاریان
برای جلب
مشتری با
توجه به
رکود
شدید در
بازار
است.
چکهای
سررسید
شده در
بازار با
انواع
اقسام
روشها
به تعویق
انداخته
میشوند.
پیش از
این ،
چکهای
موسوم به
صیاد
بعنوان
پول تلقی
میشدند.
بازار
خودرو
اگر با
افزایش
دهها
درصدی پس
از
اعتراضات
اخیر
شروع به
کار کرد
ولی
میزان
عرضه
بطور
ناگهانی
چنان
زیاد شد
که
بسیاری
از
پارکینگهای
تهران در
اشغال
خودروهای
دلالان و
فروشندگان
است و
تقاضای
برای
خرید
خودرو
بیشتر
متمایل
به صفر
است.
مردم با
تصور
وقوع جنگ
در حال
فروش
مایملک
خود
هستند.
حتی با
مراجعه
به سایت
دیوار در
قسمت
فروش
لوازم
دست دوم
میتوان
رشد
۶۵
درصدی
آگهی ها
را متوجه
شد که
نشاندهنده
فشار
اقتصادی
به مردم
و تصمیم
به فروش
لوازم
خود برای
جبران
هزینه
هاست.
صنایع
مرتبط با
گردشگری
و
پروازهای
هوایی
تقریبا
به صفر
رسیده
است.
کافیست
سری به
فرودگاه
امام
بزنید تا
ساعت ها
منتظر یک
پرواز
بمانید
تا
هواپیمائی
با یک
سوم
ظرفیت
مسافری
وارد
کشور
شود.
هواپیمایی
های
ترکیش و
امارات و
قطری
متناوبا
پروازهای
خود را
لغو
میکنند و
خبری از
پروازهای
اروپایی
نیست. صف
نوبت
تاکسی
های
فرودگاه
امام به
۲۴
ساعت
رسیده
است.
رانندگان
تاکسی
خبرهای
کف شهر
را به
شما
میدهند.
مثلا
اعزام
تاکسی ها
برای
جابجایی
خانواده
های
جانباختگان
در مراسم
شهرداری
یا آتش
زدن
بسیاری
از
جایگاههای
شارژ
برقی
تاکسی ها
در
اعتراضات.
نبود
مسافر
کافی و
لذا
پایین
بودن نرخ
جابجایی
مسافران
اسنپ در
بین آنها
دهان به
دهان می
چرخد.
آنها
اخبار را
با فحش
به
حاکمان
شروع
میکنند.
یارانه
یک
میلیون
تومانی
کمک
بسیار
اندکی به
مردم
کرده
است.
مثلابرای
خرید یک
روغن
نباتی
علاوه بر
یک
میلیون
کمک
دولتی
مردم
باید
هفتصد
هزار
تومان را
از جیب
خودشان
بپردازند.
این کمک
با سرعت
افزایش
قیمتها
بزودی
کارکرد
خودش را
از دست
خواهد
داد.
آتش
سوزیهای
متناوب
در
انبارهای
تهران از
دیگر
نگرانی
های
بازار و
کاسبان
است. در
مدت
کوتاهی
انبارهای
بسیاری
مملو از
کالا در
اطراف
تهران
دچار
حریق
میشوند.
آتش سوزی
در
انبارهای
جنت آباد
نوعی شوک
به بازار
وارد
کرده است
و کسبه
با نگاه
تردیدآمیز
به این
آتش
سوزیها
نگاه می
کنند.
قبلا هم
در لاله
زار و
پاساژی
تهرانسر
آتش سوزی
هایی رخ
داده
بود.امروز
هم در
خاوران
انباری
از کفش
دچار
حریق شد.
تاثیرات
روانی
جنگ
۱۲
روزه
هنوز از
روح روان
مردم دور
نشده بود
که با
جان
باختن
چندین
هزارنفر
در کشور
موج
جدیدی از
تنفر،
خشم
انباشته
و
افسردگی
در کشور
براه
افتاده
است. در
خیابانها
و مترو
بندرت
کسی را
با طروات
یا حتی
تبسم
مشاهده
میکنید.
این موج
سوگ در
کشور با
رکود و
کسادی
بازار
ارتباط
تنگاتنگ
دارد و
اخبار
تهدیدات
امریکا
به جنگ
بطور
فزاینده
ای بر
زبان
مردم
جاریست و
اکثریت
مردم بیش
از توافق
به وقوع
جنگ نظر
دارند.
لازم
نیست به
آمارهای
اقتصادی
و بانکی
مراجعه
کرد تا
از فلج
شدن
اقتصادی
کشور
مطلع شد.
فقط با
سفری از
یک گوشه
شهر به
گوشه
دیگر
میتوان
به این
واقعیت
تلخ پی
برد. |